س. روزبه

شعر و ادبیات · ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ / ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶

سرکوب خونین

سرکوب خونین

سرکوب خونین

 

س. روزبه

 

هجده، نوزده دی

شب تیر و آه

سیاه شد دل شهر

در شامگاه

 

ز هر کوچه برخاست

فریاد درد

زمین لاله‌گون شد

ز خون جوان

 

ز چشم مادران

باران اشک

فرو ریخت آرام

بر خاک خشک

 

ولی نام آن رفتگان

زنده ماند

چراغی میان

دل خانه ماند

 

گذشت از آن شب

ماه‌ها و ماه‌ها

ولی تازه مانده‌ست

همان داغ‌ها

 

ز خاک عزیزان

برآمد خروش:

صدای عدالت

نمی‌ماند خاموش

 

اگر خون چکید

از رگ روزگار

نمیرد امید

از دل این دیار

 

اگر قامت میهن

از غم خمید

ز خاکستر غم

نوری دمید

 

هنوز اشک مادر

بر گونه ماند

هنوز نام فرزند

در خانه ماند

 

هنوز کوچه در یاد

آن شب گریست

هنوز داغ آن روز

در سینه زیست

 

نه نام شما

از دل ما رود

نه فریادتان

در سکوتی گم شود

 

از این شب تاریک

راهی پدید

که آخر بتابد

همان صبح سپید

 

به فردای ایران

بماند امید

که از قلب شب

می‌دمد صبح سپید

 

س. روزبه

srouzbeh.com