رفتن به محتوا
س. روزبه — S. ROUZBEHنوشته‌ها · ادبیات · تصویرجست‌وجوی آثار ↗
س. روزبه

شعر و ادبیات · ۴ آبان ۱۴۰۵ / ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶

«دی هنوز بوی تو را دارد»

Read this work in English →

دی بوی دگر دارد تصویری از کشتار جاوید نامان و خون گرم آنان که برف را آب می کند و حضور جغد شوم حاکم

دی هنوز بوی تو را دارد

این دی،
عجب سرمایی دارد!

بر بام‌ها
برف نمی‌ماند؛
داغ این خانه‌ها
زمستان را
آب می‌کند.

زمین،
حتی گور،
تاب این همه داغ ندارد.

جغد یاوه‌خوان
بر بام ویرانه
از بهار می‌گوید؛
با منقاری
که هنوز
بوی خون می‌دهد.

دی هنوز بوی تو را دارد.

مادر،
شب را به در دوخت؛
چشم‌به‌راه
صدایی که دیگر نمی‌آید.

پدر،
صبح را
از پشت قاب فرزند دید؛
دست بر شیشه گذاشت،
و آفتاب
در چشم‌هایش
خاموش شد.

دی هنوز بوی تو را دارد.

کودک،
پیراهن پدر را
در آغوش گرفت؛
عطر مانده بود،
آغوش نه.

دی هنوز بوی تو را دارد.

ندیدی؟
یخ دی‌ماه
هنوز آب نشده؛

اما زیر برف،
خون داغشان
در رگ‌های خاک
می‌تپد.

ریشه‌ای
به خواب نرفته است.

جغد!
هرچه می‌خواهی
بر ویرانه‌ها بخوان؛

زمستان،
هرچه بماند،
می‌گذرد.

و این خاک
آشیانه تو
نمی‌شود.


 

مشاهده نسخه منتشرشده در رسانه دیگر ↗