آب راه خود را پیدا میکند
در پنجره چاپ، چاپگر یا گزینه Save as PDF را انتخاب کنید.
از حیاط مدرسه تا دانشگاه؛ تغییر شکل اعتراض در میان نسل جوان و تقابل کنشهای اجتماعی با حضور سازمانیافته حکومت در فضای آموزشی.
از حیاط مدرسه تا دانشگاه؛ تغییر شکل اعتراض در میان نسل جوان
آب، هنگامی که با مانع روبهرو میشود، لزوماً متوقف نمیشود؛ مسیرش را تغییر میدهد. این استعاره میتواند برای توصیف بخشی از رفتار اعتراضی در ایران به کار رود: اعتراض همیشه در قالب تجمعهای بزرگ و خیابانی ظاهر نمیشود و گاه در محیطهای روزمره، نمادها، اجراهای هنری یا انتشار تصاویر کوتاه در شبکههای اجتماعی بروز میکند.
این تعبیر البته پیشبینی آینده یا تضمین پیروزی نیست. صرفاً تفسیری است درباره اینکه چگونه نارضایتی اجتماعی، در شرایط محدودیت سیاسی و رسانهای، میتواند شکلهای متفاوتی پیدا کند.
مدرسه بهعنوان فضای بیان اعتراض
در جریان اعتراضات ۱۴۰۱، تصاویر و گزارشهای متعددی از حضور دانشآموزان، بهویژه دختران، در کنشهای اعتراضی منتشر شد. در این تصاویر، برداشتن مقنعه، تجمع در حیاط مدرسه، سردادن شعار و اعتراض به برخی مقامها یا سخنرانان دیده میشد. دامنه و صحت همه این گزارشها یکسان نبود و برخی از آنها بر ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی یا روایت شاهدان استوار بود؛ بنابراین نمیتوان هر تصویر یا روایت منفرد را نماینده وضعیت همه مدارس دانست.
با این حال، مجموعه این شواهد نشان میدهد که مدرسه در مواردی از یک نهاد صرفاً آموزشی فراتر رفت و به محل بیان نارضایتی تبدیل شد. اینجا باید میان واقعیت و تفسیر تمایز گذاشت: واقعیت قابل مشاهده، انتشار تصاویر و گزارشهایی از کنش اعتراضی در مدارس است؛ تفسیر تحلیلی آن است که مدرسه، در چنین موقعیتی، میتواند نقش رسانهای نیز پیدا کند.
تخته کلاس، حیاط، پوشش مدرسه، ترانه، شعار یا ویدئویی کوتاه، در صورت انتشار عمومی، میتواند پیامی را منتقل کند که در رسانههای رسمی مجال طرح ندارد. این امر نشان نمیدهد که همه دانشآموزان معترضاند، اما نشان میدهد اعتراض برای ظهور به تجمعهای بزرگ وابسته نیست.
دانشگاه و شکلهای متنوع کنش اعتراضی
در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، دانشگاهها نیز شاهد استفاده از موسیقی، هنر، اجرا، شعار و نمادهای سیاسی بودند. بخشی از این رویدادها در ویدئوها و گزارشهای رسانهای ثبت شد. در برخی موارد، دانشجویان با پنهان کردن هویت فردی یا با مشارکت جمعی، امکان شنیده شدن پیام را افزایش دادند.
پس از آن نیز گزارشهایی از اعتراض در برخی دانشگاهها، از جمله دانشگاه صنعتی شریف، منتشر شد. در بعضی تصاویر و روایتها شعارهای ضدحکومتی و در مواردی شعارهایی در حمایت از رضا پهلوی دیده یا شنیده میشد. همچنین در برخی تصاویر، پرچم شیر و خورشید به نمایش درآمد. این موارد را میتوان بهعنوان شواهدی از حضور برخی نمادها و گرایشهای سیاسی در بخشی از فضای دانشگاهی بررسی کرد، اما نمیتوان از آنها نتیجه گرفت که همه دانشجویان یا حتی اکثریت آنان از یک دیدگاه مشخص حمایت میکنند.
تفسیر محتاطانهتر این است که بخشی از نسل جوان در حال انتخاب زبانها و نمادهای سیاسی خود است. این زبانها یکدست نیستند و ممکن است از شعارهای حقوقمحور تا نمادهای ملیگرایانه یا مخالفت صریح با جمهوری اسلامی را دربر بگیرند.
واکنش حکومت و حضور سازمانیافته در مدارس
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز برای حضور سازمانیافته در میان نوجوانان و در محیطهای آموزشی برنامههایی دارد. درباره رزمایش «جانفدایان ایران» در شهریور ۱۴۰۵، رسانههای رسمی از برگزاری برنامههایی با مشارکت بسیج، گردانهای رزمی و محورهایی مانند آمادگی و مقاومت خبر دادند. این بخش، واقعیتی است که بر اساس گزارش رسانههای رسمی حکومت قابل بررسی است؛ اما درباره میزان مشارکت واقعی، نحوه حضور دانشآموزان و آثار این برنامهها، اطلاعات مستقل و جامع در دسترس نیست.
همچنین تصاویری از حضور کودکان و نوجوانان در برخی برنامههای مرتبط با بسیج منتشر شده و گزارشهایی درباره پیوند فعالیتهای بسیج دانشآموزی با مدارس وجود دارد. برخی شاهدان نیز از فشار بر تعدادی از دانشآموزان پسر برای شرکت در برنامههای مرتبط با «جانفدایان» سخن گفتهاند. این ادعاها باید بهعنوان گزارش یا روایت شاهدان بیان شوند، نه واقعیتی تعمیمیافته درباره همه مدارس. برای ارزیابی آنها، به بررسی مستقل، نمونههای متعدد و اطلاعات قابل راستیآزمایی نیاز است.
از نظر تحلیلی، حضور نمادهای نظامی و برنامههای بسیجی در محیط آموزشی میتواند بر تجربه دانشآموزان اثر بگذارد؛ اما نوع و شدت این اثر را نمیتوان بدون پژوهش میدانی تعیین کرد. برگزارکنندگان چنین برنامههایی هدف خود را آمادگی، انسجام و مقاومت اعلام میکنند. منتقدان ممکن است همین برنامهها را نشانه گسترش ایدئولوژی رسمی یا نمایش قدرت در فضای آموزشی بدانند. هر دو گزاره باید از یکدیگر تفکیک شوند: اولی موضع اعلامشده برگزارکنندگان است و دومی تفسیری انتقادی درباره پیامدهای احتمالی آن.
بنابراین، تقابل موجود را نباید صرفاً رویارویی دو شعار دانست. یک سو، ساختاری سازمانیافته قرار دارد که از طریق نهادهای رسمی، بسیج و برنامههای آموزشی میکوشد ارزشها و روایت خود را بازتولید کند. سوی دیگر، کنشهای پراکنده و گاه فردی یا جمعی جوانانی قرار دارد که از مدرسه، دانشگاه، هنر، پوشش، موسیقی و شبکههای اجتماعی برای بیان مخالفت استفاده میکنند.
آب و سنگ
اعتراض اجتماعی همیشه در قالبهای بزرگ و قابل اندازهگیری ظاهر نمیشود. گاهی یک شعار، ترانه، تصویر کوتاه، حرکت نمادین، پرچم یا سکوت جمعی، حامل معنایی سیاسی میشود. اهمیت این کنشها نه لزوماً در اندازه آنها، بلکه در تواناییشان برای تولید معنا و ایجاد ارتباط میان افراد است.
با این حال، نباید از این نشانهها نتیجه گرفت که تغییر سیاسی قطعی یا نزدیک است. شواهد موجود بیشتر از تداوم نارضایتی و تنوع شیوههای بیان آن حکایت دارند، نه از نتیجه نهایی این روند.
جامعهای که در آن بخشی از مردم همچنان میکوشند اعتراض خود را بیان کنند، جامعهای کاملاً خاموش نیست. اما میان زنده بودن اعتراض، گسترش آن، سازمانیافتگی و دستیابی به نتیجه سیاسی تفاوت وجود دارد. تحلیل دقیق باید این مراحل را از یکدیگر جدا کند.
حکومت میتواند مسیرهای اعتراض را محدود کند، بر مدارس و دانشگاهها نظارت بیشتری اعمال کند و برنامههای سازمانیافته خود را گسترش دهد. معترضان نیز ممکن است به شیوههای تازهای روی آورند. استعاره آب در اینجا نه پیشبینی، بلکه توصیفی از امکان تغییر شکل کنش اجتماعی است: وقتی یک مسیر بسته میشود، ممکن است مسیر دیگری شکل بگیرد.
آب راه خود را پیدا میکند؛ اما اینکه این مسیر به کجا برسد، به شرایط اجتماعی، سیاسی و تاریخی وابسته است.
مطالعه نسخه منتشرشده در ایران گلوبال ↗منتشرشده در وبسایت س. روزبهhttps://srouzbeh.com/posts/entry-1793374851003-94c4189b
