مردم مبعوث چه کسانی هستند؟ حضور شبانه؛ نمایش قدرت یا سازوکاری تازه برای حفظ خیابان؟
در پنجره چاپ، چاپگر یا گزینه Save as PDF را انتخاب کنید.
بررسی حضور مستمر شبانه حامیان حکومت، سازوکار سازماندهی و پرسش از نسبت این جمعیت با پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی.
مردم مبعوث چه کسانی هستند و چه کسی آنها را برای چه ماموریتی «مبعوث» کرده است؟
«مبعوث» در سادهترین معنا یعنی برانگیخته و فرستادهشده؛ واژهای که در زبان دینی معمولا با نوعی ماموریت همراه است. علی خامنهای در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ همین واژه را وارد ادبیات سیاسی روز کرد و گفت اگر حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدا این مردم را برای مقابله با حوادث «مبعوث» خواهد کرد و «مردم کار را تمام خواهند کرد». تعریف واژه در این مقاله قرار نیست بحثی لغوی بسازد؛ اهمیت آن در ماموریتی است که بعدتر برای این گروه تعریف شد.
چند ماه بعد، «مردم مبعوث» دیگر فقط یک تعبیر نبود. گروههایی شبها در میدانها، خیابانها و مقابل برخی مساجد و مراکز شهری حضور پیدا کردند؛ پرچم چرخاندند، شعار دادند و این حضور را هفتهها و سپس ماهها ادامه دادند. در بعضی نقاط، «قرارگاه راهبری بعثت مردم» و پایگاههایی با همین نام شکل گرفت و برای حفظ و تقویت حضور شبانه برنامهریزی شد. پدیدهای که میتوانست واکنشی چندروزه به یک بحران باشد، به حضوری مداوم تبدیل شد.
روشنترین توضیح درباره کارکرد این جمعیت را مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل ارائه کرد. او گفت مردم ایران در هفت ماه گذشته هر شب در خیابان بودهاند تا مانع کسانی شوند که، به گفته او، از سوی اسرائیل و آمریکا تجهیز، آموزش و مسلح شده بودند و میخواستند امنیت کشور را مختل کنند. سپس همین مردم را «منبع قدرت و پشتیبانی» حکومت نامید.
این تعبیر مهم است. وقتی رئیسجمهور حضور شبانه گروهی از شهروندان را در بلندگوی سازمان ملل «منبع قدرت» جمهوری اسلامی معرفی میکند، دیگر فقط از چند تجمع مناسبتی سخن نمیگوید. این حضور باید دیده شود، استمرار داشته باشد و به داخل و خارج پیام بدهد که حکومت هنوز نیروی اجتماعی آماده میدان دارد. بنابراین خیابان، فقط محل رفتوآمد یا حتی اعتراض نیست؛ بخشی از نمایش و حفظ قدرت شده است.
اما همین جا یک پرسش ساده و زمینی پیش میآید. فرض کنیم یک شهروند عادی ساعت شش صبح بیدار میشود. راننده اسنپ است، فروشنده است، کارگر است، کارمند است یا مغازهدار. برای پرداخت اجاره، خوراک و هزینههای خانواده هشت، ده یا دوازده ساعت کار میکند. شب به خانه میرسد و صبح باید همان زندگی را دوباره از ابتدا آغاز کند. چنین فردی چند شب میتواند ساعت نه یا ده شب دوباره به خیابان برود و تا نیمهشب یا یک بامداد در یک برنامه سیاسی بماند؟
این فرض به تنهایی چیزی را ثابت نمیکند. ممکن است بسیاری از شرکتکنندگان فقط بعضی شبها بیایند؛ برخی بازنشسته، دانشجو یا دارای ساعت کاری متفاوت باشند. اما وقتی سخن از ماهها حضور «هر شب» است، پرسش دیگر ناگزیر میشود: هستهای که استمرار این حضور را تامین میکند چه کسانی هستند؟ چه شغلی دارند؟ چه تعداد عضو بسیج یا شبکههای سازمانیافتهاند و چه تعداد شهروندانیاند که هیچ ارتباط تشکیلاتی ندارند؟
این پرسش در شرایط اقتصادی امروز ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند. جامعه با تورم، کاهش قدرت خرید، فشار اجاره، هزینه خوراک و دارو و ناامنی شغلی روبهروست. بسیاری برای تامین زندگی روزمره ناچارند ساعات طولانی کار کنند یا چند منبع درآمد داشته باشند. در چنین وضعی، حضور منظم شبانه یک گروه را نمیتوان بیواسطه تصویر کل جامعه دانست. این حضور ممکن است بیش از آنکه اندازه حمایت عمومی را نشان دهد، ظرفیت سازماندهی و بسیج یک هسته وفادار را نشان دهد.
خود من در برخی برنامههای مشابه، توزیع کارت خرید و هدیه را دیدهام. در شبکههای اجتماعی نیز روایتها و تصاویری از هدایا و مشوقها در ارتباط با این تجمعات منتشر شده است. این مشاهده و این تصاویر برای تعمیم دادن به همه شهرها و همه شرکتکنندگان کافی نیست و نمیتوان از آنها نتیجه گرفت که هر فرد حاضر در خیابان برای حضور خود پول گرفته است. اما حتی اگر مسئله هدیه و مشوق را کاملا کنار بگذاریم، اصل موضوع تغییر نمیکند: این همه پرچم، صحنه، سیستم صوتی، موکب، برنامه، آموزش و حضور مستمر چگونه سازماندهی میشود؟
یک حرکت مردمی میتواند خودجوش آغاز شود و بعد سازمان پیدا کند. سازمانیافتگی به خودی خود مردمی بودن را نفی نمیکند. اما هنگامی که برای حفظ حضور، قرارگاه تشکیل میشود، پایگاه ایجاد میشود، دستگاههای اجرایی و بسیج وارد برنامه میشوند و درباره چگونگی استمرار آن تصمیمگیری میشود، دیگر عنصر سازماندهی را نمیتوان از تحلیل حذف کرد. مسئله اصلی نیز این نیست که شرکتکنندگان پول میگیرند یا نمیگیرند؛ مسئله این است که چگونه یک حضور خیابانی به ساختاری دائمی برای حفظ میدان تبدیل میشود.
جمهوری اسلامی در دهههای گذشته برای حفظ قدرت به سپاه، بسیج، نیروی انتظامی، دستگاههای اطلاعاتی و شبکه نهادهای رسمی متکی بوده است. در این الگوی تازه، علاوه بر نیروی رسمی، «مردم» نیز باید دائما در صحنه دیده شوند. خیابانی که میتواند محل اعتراض باشد، با حضور نیروهای وفادار پر میشود؛ پرچم در حرکت میماند و این پیام منتقل میشود که در زمان بحران، گروهی آماده ورود به میدان است.
این حضور چند کارکرد همزمان میتواند داشته باشد: نمایش پایگاه اجتماعی، تصرف مستمر فضای عمومی، ایجاد نیروی ذخیره برای روز بحران و ارسال این پیام به ناراضیان که خیابان خالی نیست. حتی لازم نیست شرکتکنندگان اکثریت جامعه باشند. در سیاست، گروهی محدود اما منظم و همیشه حاضر میتواند تصویری بسیار بزرگتر از وزن واقعی خود تولید کند.
نکته مهم این است که این نمایش هنوز تمام نشده است. پزشکیان زمانی در سازمان ملل از هفت ماه حضور شبانه سخن گفت، اما گزارشهای رسمی در مهر و سپس آبان نشان میدهد تجمعات ادامه یافتهاند. تا ۶ آبان ۱۴۰۵، در گزارشهای رسمی از خراسان شمالی و دیگر نقاط، این حضور به شب ۲۴۱ رسیده است؛ یعنی حدود هشت ماه حضور مداوم در خیابان. یک روز قبل نیز استاندار لرستان از «۲۴۰ شب» حضور سخن گفته و مردم را به برنامه بعدی دعوت کرده بود. بنابراین دیگر با موجی کوتاهمدت یا واکنشی هیجانی روبهرو نیستیم.
در همین جا تناقض اصلی آشکار میشود. اگر این حضور کاملا خودجوش است، چرا برای ادامه آن باید ساختار ایجاد کرد، برنامه ریخت و از ظرفیت دستگاههای رسمی بهره گرفت؟ اگر حضور طبیعی و خودبهخودی جامعه است، چرا حفظ آن به یک هدف سیاسی و امنیتی تبدیل شده است؟ این پرسشها به معنای انکار باور یا انگیزه شرکتکنندگان نیست. ممکن است بسیاری از آنان با اعتقاد کامل به میدان بیایند. اما انگیزه فردی یک چیز است و سازوکاری که حضور را ۲۴۱ شب حفظ میکند چیز دیگری.
همین استمرار، شاید بیش از هر شعار دیگری کارکرد این پدیده را نشان دهد. حکومتی که خیابان را بخشی از معادله بقای خود میبیند، نمیتواند اجازه دهد خیابان خالی بماند؛ زیرا خیابان خالی ممکن است روز دیگری با جمعیتی دیگر پر شود. از این منظر، «مردم مبعوث» فقط کسانی نیستند که شبها پرچم میچرخانند. آنها بخشی از راهبردیاند برای حفظ حضور، آماده نگه داشتن یک هسته وفادار و ارائه آن هسته، در داخل و خارج، به نام «مردم».
در آغاز پرسیدیم مردم مبعوث چه کسانی هستند. پس از ۲۴۱ شب، پرسش تیزتر شده است: اگر این حضور واقعا خودجوش است، چه سازوکاری آن را هشت ماه، شببهشب، زنده نگه داشته است؟ و اگر این جمعیت همان «منبع قدرت» حکومت است که رئیسجمهور از آن سخن میگوید، چرا این قدرت باید هر شب در خیابان بازتولید و به نمایش گذاشته شود؟
شاید مسئله نهایی همین باشد: آیا این خیابان نشانه قدرت طبیعی و گسترده حکومت است، یا خیابانی است که جمهوری اسلامی نمیتواند خطر خالی ماندنش را بپذیرد؟
مطالعه نسخه منتشرشده در اطلاعات نت ↗منتشرشده در وبسایت س. روزبهhttps://srouzbeh.com/posts/entry-1793374864515-56263557
