رفتن به محتوا
س. روزبه — S. ROUZBEHنوشته‌ها · ادبیات · تصویرجست‌وجوی آثار ↗
س. روزبه

بازنشستگان؛ پژواک صدای همه نسل‌ها

Read this work in English →

اعتراض بازنشستگان تنها مطالبه‌ای معیشتی نیست؛ صدای نسلی است که زندگی فرزندان و نوه‌ها نیز به امنیت، کرامت و آینده‌اش گره خورده است.

تصویرسازی نمادین مقاله؛ زنان و مردان بازنشسته در تجمع اعتراضی، مردی با مشت گره‌کرده و تابلوی «حقوق ما با هزینه زندگی همخوان نیست»، در کنار نماد نسل‌های مختلف؛ عکس مستند یک تجمع واقعی نیست.
تصویرسازی نمادین مقاله؛ زنان و مردان بازنشسته در تجمع اعتراضی، مردی با مشت گره‌کرده و تابلوی «حقوق ما با هزینه زندگی همخوان نیست»، در کنار نماد نسل‌های مختلف؛ عکس مستند یک تجمع واقعی نیست.

✍️ س. روزبه

نگارش اولیه: ۲۸ اوت ۲۰۲۵ | بازنگری: ۴ نوامبر ۲۰۲۶

بازنشستگان در هر جامعه‌ای سرمایه‌های خاموش آن ملت به شمار می‌روند. آنان سال‌ها عمر خود را در آموزش، تولید، درمان، خدمات و اداره کشور صرف کرده‌اند و در پایان مسیر کاری انتظار دارند با آرامش و امنیت نسبی روزگار بگذرانند. در بسیاری از کشورها این دوره زندگی همراه با حمایت‌های ویژه دولتی است. خدمات درمانی رایگان یا ارزان، مستمری متناسب با هزینه‌های زندگی، کانون‌های بازنشستگی و حتی تخفیف‌های فرهنگی و حمل‌ونقل بخشی از این حمایت‌هاست. افزون بر آن، احترام اجتماعی به بازنشستگان از اصولی است که در بسیاری از جوامع مورد توجه قرار می‌گیرد.

اما در ایران وضعیت کاملا متفاوت است. حکومت عقیدتی نه تنها نتوانسته رفاه عمومی مردم را تامین کند، بلکه در شرایط بحرانی تورم، بی‌برقی، بی‌آبی و گرانی مسکن، حتی تامین ساده‌ترین نیازهای روزمره نیز برای بسیاری از خانواده‌ها دشوار شده است. در چنین شرایطی بازنشستگان بیش از بسیاری از گروه‌های دیگر تحت فشار قرار دارند. افزایش حقوق آنان با رشد هزینه‌های واقعی زندگی همخوانی ندارد و تاخیر در پرداخت برخی مطالبات و اجرای تعهدات قانونی نیز بر مشکلاتشان افزوده است. مستمری بسیاری از بازنشستگان پاسخگوی هزینه مسکن، درمان، خوراک و سایر نیازهای زندگی نیست و همین امر باعث شده است که آنان بارها و بارها به خیابان بیایند.

واکنش حکومت به بخشی از این اعتراض‌ها نه پاسخگویی و اصلاح، بلکه برخورد امنیتی بوده است. در خرداد ۱۴۰۱ بازنشستگان تامین اجتماعی در اهواز، شوش، تهران و شهرهای دیگر به خیابان آمدند و خواستار افزایش حقوق متناسب با تورم شدند. گزارش‌های منتشرشده از بازداشت شماری از بازنشستگان معترض در تهران حکایت داشت. در مهر ۱۴۰۲ بازنشستگان فولاد در اصفهان و بازنشستگان تامین اجتماعی در چند شهر دیگر برای اجرای همسان‌سازی حقوق، پرداخت مطالبات معوقه و رفع مشکلات درمانی تجمع کردند. اعتراض‌هایی که در سال ۱۴۰۳ نیز ادامه یافت و بازنشستگان فولاد بار دیگر در اصفهان برای پیگیری مطالبات خود راهپیمایی کردند.

این اعتراض‌ها نه تنها متوقف نشد، بلکه در سال ۱۴۰۵ نیز ادامه یافت. روزهای سوم و دهم آبان ۱۴۰۵ بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهایی از جمله تهران، اهواز، شوش، رشت، کرمانشاه و دزفول تجمع کردند. بازنشستگان صنعت فولاد نیز در اصفهان به مشکلات درمانی، عملکرد بیمه تکمیلی و اجرا نشدن کامل متناسب‌سازی حقوق اعتراض کردند. خواسته‌های آنان همچنان همان مطالبات سال‌های گذشته بود: مستمری متناسب با هزینه واقعی زندگی، خدمات درمانی مناسب، پرداخت بدهی‌های دولت به سازمان تامین اجتماعی و اجرای تعهدات قانونی.

اما نکته قابل توجه این است که در برخی تجمع‌ها، اعتراض بازنشستگان از مطالبات صرفا صنفی فراتر رفته است. شعارهای آنان علیه فساد، تبعیض و حتی احکام اعدام نشان می‌دهد که دست‌کم بخشی از معترضان، مشکلات معیشتی را جدا از وضعیت عمومی سیاسی و اجتماعی کشور نمی‌بینند.

اینها تنها چند نمونه از ده‌ها اعتراض مسالمت‌آمیز بازنشستگان است که با بی‌اعتنایی و در مواردی برخورد امنیتی روبه‌رو شده است. حکومت در برابر بحران‌ها به جای اصلاحات ساختاری موثر، بارها به روش‌هایی چون کمک‌های مقطعی، تبلیغات رسانه‌ای و متهم کردن دشمن خارجی متوسل شده است. مشکلات صندوق‌های بازنشستگی، بدهی‌های انباشته، ناترازی منابع و تعهدات، تورم و ضعف خدمات درمانی همچنان پابرجاست. نگاه امنیتی به جای نگاه اجتماعی موجب شده است که حتی ساده‌ترین مطالبه صنفی نیز گاه به چشم تهدید دیده شود.

با این همه، بازنشستگان معترضانی ناگزیر هستند. آنان نه تنها مشکلات خود را فریاد می‌زنند، بلکه به دلیل جایگاه خانوادگی، اخلاقی و اجتماعی‌شان می‌توانند پژواک صدای همه نسل‌ها باشند.

بازنشسته امروز تنها یک مستمری‌بگیر نیست. او پدر یا مادری است که ممکن است با حقوق ناچیز خود به فرزند بیکار کمک کند، هزینه تحصیل نوه‌اش را بپردازد یا برای درمان همسرش از نیازهای شخصی خود بگذرد. در بسیاری از خانواده‌ها، مستمری بازنشسته بخشی از تکیه‌گاه اقتصادی چند نسل است. بنابراین وقتی قدرت خرید او کاهش می‌یابد، فشار آن تنها بر یک نفر وارد نمی‌شود، بلکه زندگی فرزندان و نوه‌هایش را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

جمعیت میلیونی بازنشستگان و خانواده‌هایشان، آنان را به یکی از گروه‌های مهم اجتماعی تبدیل کرده است. تجربه چند دهه کار و زندگی، شناخت مشکلات جامعه و حضور آنان در خانواده‌های چندنسلی می‌تواند به مطالباتشان اعتباری فراتر از یک خواسته فردی بدهد.

از سوی دیگر، بازنشستگان برخلاف تصور رایج، گروهی جدا از سایر اقشار جامعه نیستند. آنان کارگران، معلمان، پرستاران، کارمندان و کارکنان دیروز همین کشورند. مشکلاتی که امروز با آن روبه‌رو هستند، آینده‌ای است که بسیاری از شاغلان امروز نیز از آن نگران‌اند. از این رو اعتراض بازنشستگان می‌تواند حلقه پیوند میان مطالبات نسل‌های مختلف باشد.

البته بازنشستگان نیز از فشار اقتصادی، تهدید و برخورد امنیتی مصون نیستند. اما تداوم اعتراض‌های آنان در سال‌های گذشته نشان داده است که مشکلات معیشتی و مطالبه کرامت انسانی با بی‌اعتنایی یا برخورد امنیتی از میان نمی‌رود.

بی‌حرمتی به بازنشستگان تنها بحران اعتماد عمومی را عمیق‌تر می‌کند. جامعه‌ای که نتواند امنیت و آرامش کسانی را تامین کند که عمرشان را در خدمت آن گذرانده‌اند، چگونه می‌تواند به نسل جوان وعده آینده‌ای مطمئن بدهد؟

بازنشستگان تنها از حقوق امروز خود دفاع نمی‌کنند؛ آنان ناخواسته پرسشی را پیش روی همه نسل‌ها قرار داده‌اند: اگر سرنوشت کسانی که یک عمر کار کرده‌اند چنین است، آینده فرزندان و نوه‌های این سرزمین چه خواهد بود؟

بازنشستگان پژواک صدای همه نسل‌ها هستند و بی‌اعتنایی به آنان، بی‌اعتنایی به حافظه و آینده یک ملت است.