رفتن به محتوا
س. روزبه — S. ROUZBEHنوشته‌ها · ادبیات · تصویرجست‌وجوی آثار ↗
س. روزبه

از وطن راندند، در غربت هم امان ندادند!

Read this work in English →

چرا حکومتی که حضور منتقدان خود را در ایران تحمل نکرد و با سیاست‌هایش بسیاری از آنان را به مهاجرت سوق داد، امروز هزاران کیلومتر دورتر نیز در پی خاموش کردن صدای آنهاست؟ آیا ایرانیانی که وطن را ترک کرده‌اند، باید در کشور میزبان نیز از امنیت و آزادی بیان محروم باشند؟ این تناقض یکی از پیامدهای ۴۷ سال حکمرانی جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که با محدود کردن آزادی‌ها و طرد مخالفان به گسترش مهاجرت دامن زد، اما گویی انتظار داشت با عبور آنان از مرزها، اعتراضشان هم پایان یابد.

مهاجرت اجباری در اثر فشار حکومت اسلامی
مهاجرت اجباری در اثر فشار حکومت اسلامی
چرا حکومتی که حضور منتقدان خود را در ایران تحمل نکرد و با سیاست‌هایش بسیاری از آنان را به مهاجرت سوق داد، امروز هزاران کیلومتر دورتر نیز در پی خاموش کردن صدای آنهاست؟ آیا ایرانیانی که وطن را ترک کرده‌اند، باید در کشور میزبان نیز از امنیت و آزادی بیان محروم باشند؟ این تناقض یکی از پیامدهای ۴۷ سال حکمرانی جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که با محدود کردن آزادی‌ها و طرد مخالفان به گسترش مهاجرت دامن زد، اما گویی انتظار داشت با عبور آنان از مرزها، اعتراضشان هم پایان یابد. بذر مهاجرت را چه کسی کاشت؟ مهاجرت ایرانیان فقط نتیجه جست‌وجوی فرصت اقتصادی نبوده است. سرکوب سیاسی، تبعیض مذهبی و اجتماعی، زندان، اعدام، فساد، نبود شایسته‌سالاری و محدودیت آزادی‌های فردی از عواملی بوده‌اند که در کنار مشکلات معیشتی، بسیاری را به ترک کشور سوق داده‌اند. البته همه مهاجران پناهنده سیاسی نیستند؛ گروهی برای تحصیل، کار یا پیوستن به خانواده مهاجرت کرده‌اند. این تفاوت را نباید نادیده گرفت. پژوهش پروژه «ایران ۲۰۴۰» دانشگاه استنفورد، شمار مهاجران متولد ایران را در سال ۲۰۱۹ حدود ۳٫۱ میلیون نفر برآورد کرده و از سرکوب سیاسی، ضعف حکمرانی و دشواری‌های اقتصادی در میان عوامل مهاجرت نام برده است. در چنین بستری، تعبیر «اگر نمی‌خواهید، از ایران بروید» تنها یک جمله تلویزیونی نیست؛ نشانه فرهنگی سیاسی است که به جای شنیدن اعتراض شهروند، ترک وطن را پیشنهاد می‌کند. سرمایه‌هایی که رفتند، صداهایی که ماندند ایرانیان مهاجر در دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، رسانه‌ها، بنگاه‌ها و مراکز پژوهشی کشورهای مختلف فعالیت می‌کنند. طبق داده‌های مرکز پژوهشی پیو در مارس ۲۰۲۶، حدود ۶۵ درصد ایرانی‌تباران ۲۵ ساله و بالاتر در آمریکا مدرک کارشناسی یا بالاتر دارند. این عدد نه درباره همه ایرانیان جهان است و نه به معنای آنکه تمام مهاجران موفق‌اند؛ اما بخشی از ظرفیت انسانی دورشده از ایران را نشان می‌دهد. برخی از همین مهاجران در فضای بازتر کشورهای میزبان به روزنامه‌نگاری، فعالیت حقوق بشری و اعتراض سیاسی ادامه داده‌اند. حکومت می‌تواند خروج یک منتقد از ایران را تحمل کند، اما ظاهرا ادامه یافتن صدای او در خارج را نه. پرسش اینجاست: آیا هدف، رفتن مخالف بود یا خاموش شدن مخالفت؟ سرکوبی که از مرز عبور کرد «سرکوب فرامرزی» اصطلاحی برای اقدام حکومت‌ها در تهدید، نظارت، ارعاب یا آسیب رساندن به منتقدان و مخالفان خارج از قلمرو خود است. پرونده ترور چهار مخالف کرد ایرانی در رستوران میکونوس برلین در سپتامبر ۱۹۹۲ و حکم دادگاه برلین در آوریل ۱۹۹۷ از نمونه‌های تاریخی مستند آن است. در اکتبر ۲۰۲۵، وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرد دو نفر در پرونده توطئه قتل مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، به نمایندگی از حکومت ایران، هرکدام به ۲۵ سال زندان محکوم شده‌اند. به گفته دادگستری آمریکا، مبلغ توافق برای این قتل ۵۰۰ هزار دلار بود. این پرونده نشان می‌دهد چگونه اختلاف سیاسی در مواردی به برنامه‌ریزی برای قتل یک مخالف در کشور دیگر رسیده است. گزارش ژوئیه ۲۰۲۵ کمیته مشترک حقوق بشر پارلمان بریتانیا نیز درباره تهدیدهای منتسب به جمهوری اسلامی هشدار داده و از آدم‌ربایی، ترور، تهدید خانواده‌ها، حملات دیجیتال و تخریب اعتبار مخالفان سخن گفته است. البته هر ادعا باید با درجه اعتبار سند خود بیان شود؛ احکام قضایی با گزارش‌های اطلاعاتی یا ادعاهای بررسی‌نشده یکسان نیستند. چرا صدای مهاجران نگران‌کننده است؟ در داخل ایران، سانسور، بازداشت و محدودیت رسانه‌ها هزینه اعتراض را بالا می‌برد. خارج از کشور، روزنامه‌نگاران به رسانه‌های مستقل، فعالان حقوق بشری به نهادهای بین‌المللی و شهروندان به امکانات تجمع و بیان آزادانه دسترسی بیشتری دارند. همه ایرانیان مهاجر مخالف حکومت یا فعال سیاسی نیستند؛ اما صدای بخشی از آنان می‌تواند روایت رسمی را به چالش بکشد. فشار بر خانواده‌های داخل ایران، در صورت اثبات در هر پرونده، شکل دیگری از همین کنترل است: کسی در خارج سخن می‌گوید و نزدیکان او در داخل هزینه می‌پردازند. به این ترتیب، مرز کشور نه پایان فشار، بلکه گاه آغاز شیوه تازه‌ای از آن است. رجعت؛ بازگشت به خانه یا ورود به خطر؟ برای بسیاری از ایرانیان، مهاجرت به معنای بریدن از وطن نیست. پدر و مادر، فرزندان، زبان و خاطرات همچنان در ایران مانده‌اند. با این حال، برخی نگران‌اند که هنگام بازگشت بازجویی یا بازداشت شوند یا نتوانند دوباره از کشور خارج شوند. وزارت خارجه بریتانیا به‌ویژه درباره خطرات سفر دوتابعیتی‌ها به ایران هشدار می‌دهد. ماده ۱۲ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، محروم کردن خودسرانه اشخاص از ورود به کشور خود را منع می‌کند. اما اجازه ورود با امکان سفر امن و خروج دوباره یکی نیست. وطن نباید برای شهروندی که می‌خواهد خانواده‌اش را ببیند، به مقصدی همراه با بیم و تردید تبدیل شود. از خودتان است که بر خودتان است! جمهوری اسلامی باید با پیامد سیاست‌هایش روبه‌رو شود. بسیاری از ایرانیان را فشارها و محدودیت‌ها از کشور دور کرد؛ اما دوری جغرافیایی، پیوند آنان با ایران یا حق سخن گفتنشان را از میان نبرد. حکومت نمی‌تواند از یک سو رفتن منتقد را راه‌حل بداند و از سوی دیگر آزادی او را در غربت نیز تهدید کند. آنچه امروز از آن سوی مرزها شنیده می‌شود، دست‌کم تا اندازه‌ای محصول همان سیاست‌های طرد و سرکوب است. از خودتان است که بر خودتان است! اگر نه حضور منتقدان در وطن تحمل می‌شود و نه صدای آنان در غربت، پس کجا حق دارند آزادانه زندگی و سخن بگویند؟ منابع منتخب دانشگاه استنفورد، پروژه ایران ۲۰۴۰، Migration and Brain Drain from Iran (۲۰۲۰). Pew Research Center، 7 Facts About Iranian Americans (۵ مارس ۲۰۲۶). کمیته مشترک حقوق بشر پارلمان بریتانیا، گزارش سرکوب فرامرزی (۳۰ ژوئیه ۲۰۲۵). وزارت دادگستری آمریکا، اطلاعیه محکومیت در پرونده توطئه قتل مسیح علی‌نژاد (۳۰ اکتبر ۲۰۲۵). میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۲؛ وزارت خارجه بریتانیا، راهنمای سفر به ایران.
مطالعه نسخه منتشرشده در اطلاعات نت ↗