طنابی برای ترامپ، پیامی برای جهان!
در پنجره چاپ، چاپگر یا گزینه Save as PDF را انتخاب کنید.
احساس ناخوشایندی به من دست داد. ناگهان به یاد هزاران انسانی افتادم که در ایران اعدام شدهاند؛ جوانانی که برخی از آنان حتی از ابتداییترین حقوق یک محاکمهی عادلانه محروم بودهاند. تصویر خانوادههایی در ذهنم شکل گرفت که عزیزانشان را به پای چوبهی دار بردند و دیگر بازنگشتند. از خود پرسیدم چرا حکومتی که سالهاست مجازات اعدام را اجرا میکند، حتی برای تحقیر رئیسجمهور کشوری دیگر نیز به سراغ طناب دار میرود؟ آیا برگزارکنندگان میدانستند این نمایش ممکن است پیامی کاملا متفاوت از آنچه قصد داشتند به جهان منتقل کند؟ نمایشی برای خندیدن یا زبانی برای تهدید؟
طنابی برای ترامپ، پیامی برای جهان
جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۰۶ نوامبر ۲۰۲۶
س. روزبه – داشتم صحنهی اعدام نمادین دونالد ترامپ را تماشا میکردم. شاید برای بسیاری خندهدار بود؛ مردی با نقاب رئیسجمهور آمریکا و لباس زندانی، پشت میلهها ایستاده بود و خودش طناب دار را بهسوی گردنش میبرد. در کنارش فردی با چهرهی پوشیده، که تنها چشمهایش نمایان بود، نقش جلاد را بازی میکرد.
اما من نتوانستم به این نمایش بخندم، بلکه اشک در چشمانم جمع شد؛ به یاد صحنهی اعدام عمومی که یکبار از نزدیک دیده بودم افتادم!
احساس ناخوشایندی به من دست داد. ناگهان به یاد هزاران انسانی افتادم که در ایران اعدام شدهاند؛ جوانانی که برخی از آنان حتی از ابتداییترین حقوق یک محاکمهی عادلانه محروم بودهاند. تصویر خانوادههایی در ذهنم شکل گرفت که عزیزانشان را به پای چوبهی دار بردند و دیگر بازنگشتند.
از خود پرسیدم چرا حکومتی که سالهاست مجازات اعدام را اجرا میکند، حتی برای تحقیر رئیسجمهور کشوری دیگر نیز به سراغ طناب دار میرود؟ آیا برگزارکنندگان میدانستند این نمایش ممکن است پیامی کاملا متفاوت از آنچه قصد داشتند به جهان منتقل کند؟
نمایشی برای خندیدن یا زبانی برای تهدید؟
در روزهای ۱۳ و ۱۴ آبان ۱۴۰۵ (۴ و ۵ نوامبر ۲۰۲۶)، تصاویر اعدام نمادین ترامپ در میدان تجریش تهران منتشر شد و صداوسیمای جمهوری اسلامی این نمایش را پخش کرد. پیشتر در همین میدان، زندان نمادینی برای او ساخته بودند. در میدان انقلاب نیز تابلویی با عبارت انگلیسی «ما ترامپ را خواهیم کشت» به نمایش درآمد.
انتقاد، تمسخر و حتی ساختن آدمک رهبران سیاسی در جهان سابقه دارد. اما میان اعتراض مستقل شهروندان و نمایشی که در چارچوب برنامههای نهادهای حکومتی برگزار و از تلویزیون رسمی پخش میشود، تفاوت وجود دارد.
در این نمایش، فقط چهرهی ترامپ مسخره نشد. لباس محکوم، زندان، طناب و جلاد نقابدار، مجموعهای از نشانههای مجازات مرگ و ترس و وحشت را بازسازی کردند؛ گویی برای بیان مخالفت سیاسی، تصویر اعدام رساتر از هر استدلالی بود.
جمهوری اسلامی میخواست ترامپ را تحقیر کند، اما ناخواسته منطق حکمرانی خودش را به نمایش جهانی گذاشت.
طنابی که برای ایرانیان واقعی است
بر اساس گزارش عفو بینالملل، در سال ۲۰۲۵ میلادی (بخشهایی از سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ خورشیدی) دستکم ۲۱۵۹ نفر در ایران اعدام شدند؛ بالاترین رقم ثبتشدهی این سازمان برای ایران از سال ۱۹۸۱. سازمان حقوق بشر ایران نیز با روش مستندسازی متفاوت، دستکم ۱۶۳۹ اعدام را ثبت کرده است.
این آمار به معنای سیاسی بودن پروندهی همهی اعدامشدگان نیست. بسیاری به اتهام قتل، مواد مخدر یا جرایم دیگر محکوم شده بودند. اما من با اصل مجازات اعدام مخالفم؛ زیرا گرفتن جان انسان، مجازاتی برگشتناپذیر است و هیچ اشتباه قضایی پس از اجرای آن جبران نمیشود.
مسئله فقط شمار اعدامها نیست. عفو بینالملل بارها از محاکمات ناعادلانه، محرومیت متهمان از وکیل انتخابی، اعترافات اجباری و نقض حق تجدیدنظر مؤثر در پروندههای مشخص گزارش داده است.
برای خانوادههایی که چنین سرنوشتی را تجربه کردهاند، طناب دار وسیلهی سرگرمی نیست. پشت هر اعدام، انسانی با گذشته، خانواده، آرزو و آیندهای قرار داشته که دیگر فرصتی برای زندگی پیدا نکرده است.
آیا برگزارکنندگان نمایش ترامپ لحظهای به این خانوادهها اندیشیده بودند؟
وقتی پیام از اختیار سازنده خارج میشود
تصویر سیاسی همیشه همان معنایی را منتقل نمیکند که سازندهاش میخواهد.
رسانههای خارجی نیز نمایش تهران را یکسان توصیف نکردند. روزنامهی بریتانیایی دیلی اکسپرس آن را در چارچوب تهدیدی هولناک گزارش کرد. برخی رسانهها نیز بیشتر بر جنبهی تبلیغاتی و تقابل تهران و واشنگتن تمرکز کردند.
این نخستین بار نبود که رسانهی حکومتی از تصویرسازی تهدیدآمیز استفاده میکرد. در ۲ شهریور ۱۴۰۵ (۲۴ اوت ۲۰۲۶)، تلویزیون جمهوری اسلامی ویدئویی با تصاویر گرافیکی و شبیهسازیشده دربارهی تهدید بارون ترامپ، پسر رئیسجمهور آمریکا، پخش کرده بود؛ ویدئویی که مدعی زیر نظر داشتن رفتوآمد او بود.
به باور من، این همان زبان تهدیدی است که مردم و جوانان ایران نیز سالها به شکلهای مختلف، از تهدید به بازداشت و زندان تا صدور احکام مرگ، با آن روبرو بودهاند و جمهوری اسلامی در عمل نیز آن را انجام داده و انجام میدهد.
گویی نخستین زبان رسمی جمهوری اسلامی، زبان تهدید است؛ زبانی که مخاطبش گاه مردم داخل کشورند و گاه مخالفان و رهبران خارجی.
نمیتوان ادعا کرد همهی مخاطبان خارجی از این تصاویر برداشت یکسانی دارند. اما حکومت ممکن است برای نمایش اقتدار، تصویری بسازد که مخاطب خارجی آن را نشانهی تهدید و خشونت تلقی کند.
اگر قدرت اجرای تهدید را داشتند؟
این پرسش را نمیتوان بدون توجه به سابقهی تاریخی جمهوری اسلامی مطرح کرد.
در پروندهی ترور چهار مخالف ایرانی در رستوران میکونوس برلین، دادگاه آلمان در ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ (۱۰ آوریل ۱۹۹۷) نقش مقامهای جمهوری اسلامی را در صدور دستور این ترورها احراز کرد.
در ۱۸ آبان ۱۴۰۳ (۸ نوامبر ۲۰۲۴) نیز وزارت دادگستری آمریکا از پروندهای خبر داد که در آن طراحی ترور ترامپ به فردی مرتبط با سپاه پاسداران نسبت داده شده بود. این بخش، اتهامی قضایی بود و نباید آن را محکومیت قطعی تلقی کرد.
این سوابق ثابت نمیکنند نمایش اخیر مقدمهی اجرای واقعی یک تهدید است. اما پرسش نگرانکنندهای باقی میگذارند:
آیا آنچه مانع حذف فیزیکی مخالفان قدرتمند میشود، مخالفت اصولی با کشتن انسانهاست یا محدودیت قدرت و هزینهی سنگین چنین اقداماتی؟
پاسخ قطعی به این فرض آسان نیست؛ اما سابقهی رفتار یک حکومت در ارزیابی تهدیدهای امروز آن اهمیت دارد.
پیامی فراتر از طناب دار
شاید سازندگان شهرداری و حکومتیِ این نمایش تصور میکردند با تحقیر ترامپ، قدرت خود را نشان میدهند. اما برای من، آن چند لحظهی تلویزیونی به یادآوری دردناکی تبدیل شد؛ یاد هزاران انسانی که دیگر در کنار خانوادههایشان نیستند.
موضوع دفاع از ترامپ یا سیاستهای او نیست. موضوع این است که چرا تصویر مرگ باید به ابزار بیان یک موضع سیاسی تبدیل شود.
مردم ایران سالهاست معنای واقعی طناب دار را میشناسند. جهان نیز باید بتواند میان شوخی سیاسی، نمایش ارعاب و تهدید معتبر تفاوت بگذارد.
و سرانجام یک پرسش بیپاسخ میماند:
اگر حکومتی برای تحقیر رئیسجمهور قدرتمندترین کشور جهان، تصویر اعدام او را به نمایش میگذارد، جهان چگونه باید دربارهی امنیت مخالفانی قضاوت کند که نه قدرت ترامپ را دارند و نه امکانات محافظت از خود را؟
مطالعه نسخه منتشرشده در کیهان لندن ↗منتشرشده در وبسایت س. روزبهhttps://srouzbeh.com/posts/entry-1793967563547-6fec316f
