رفتن به محتوا
س. روزبه — S. ROUZBEHنوشته‌ها · ادبیات · تصویرجست‌وجوی آثار ↗
س. روزبه

دوباره بوی کباب توافق می‌آید؛ اما خر داغ می‌کنند!

Read this work in English →

از بوی توافق تا سفره کوچک‌تر مردم؛ پرسش از سهم خانواده‌ها در گشایش اقتصادی، شفافیت منابع مالی و پیوند آزادی با معیشت.

تصویر اصلی مقاله در گویا نیوز: بشقاب و سبد نان تقریباً خالی و استکان چای در پیش‌زمینه، مقابل میز مذاکره با پرچم‌های ایران و آمریکا.
تصویر اصلی مقاله در گویا نیوز: بشقاب و سبد نان تقریباً خالی و استکان چای در پیش‌زمینه، مقابل میز مذاکره با پرچم‌های ایران و آمریکا.
س. روزبه — گویا نیوز — ۲ نوامبر ۲۰۲۶ / ۱۱ آبان ۱۴۰۵ از مذاکرات غیرمستقیم جمهوری اسلامی و آمریکا با میانجیگری قطر، دوباره بوی گشایش اقتصادی به مشام می‌رسد؛ اما سفره مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود. آنجا سخن از آزادسازی منابع مالی و رفع محدودیت‌هاست، اینجا نگرانی از قیمت نان، دارو و اجاره‌خانه. حکایت همان ضرب‌المثل قدیمی است: «به بوی کباب آمدیم، دیدیم خر داغ می‌کنند!» در دو مقاله پیشین خود در گویانیوز، «توافق با جمهوری اسلامی؛ ثبات یا تنفس مصنوعی یک نظام فرسوده؟» [1] در هشتم اردیبهشت ۱۴۰۵ و «توافق یا تله؟ وقتی امضا، صلح نمی‌آورد» [2] در بیست‌وهشتم خرداد همان سال، درباره توافقی که مردم ایران در آن نادیده گرفته شوند و منابع مالی‌اش بدون شفافیت جابه‌جا شود، هشدار داده بودم. آنجا بحث بر سر جایگاه مردم و مسئولیت طرف‌های توافق بود. این بار می‌خواهم به جایی نزدیک‌تر نگاه کنم: به سفره‌ای که هر روز کوچک‌تر می‌شود و به خانواده‌ای که نمی‌تواند با وعده‌های آینده، هزینه امروز را بپردازد. اعداد حتی در گزارش‌های رسمی نیز تکان‌دهنده‌اند. مرکز آمار ایران [3] تورم نقطه‌به‌نقطه مهر ۱۴۰۵ را ۸۸.۷ درصد و تورم سالانه را ۷۶.۸ درصد اعلام کرده است. تورم نقطه‌ای در مناطق روستایی به ۱۰۷ درصد رسیده است. این ارقام به معنای آن است که یک خانواده برای خرید سبد مشابهی از کالاها و خدمات، نسبت به سال گذشته پول بسیار بیشتری لازم دارد. کاهش اندک سرعت افزایش قیمت‌ها نیز به معنای ارزان شدن کالاها نیست. در سوی دیگر، پایه حداقل دستمزد ماهانه کارگران حدود ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. کمیته مزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار [4]، هزینه سبد معیشت خانوار کارگری را بر مبنای داده‌های شهریور نزدیک به ۷۸ میلیون تومان محاسبه کرده؛ یک فعال کارگری [5] نیز برای پایان مهر برآوردی نزدیک به ۱۰۰ میلیون تومان ارائه داده است. این دو محاسبه یکسان نیستند و نباید یکی را جای دیگری نشاند؛ اما هر دو از شکافی بزرگ میان درآمد و هزینه زندگی خبر می‌دهند. حتی افزایش حقوق روی کاغذ، وقتی قیمت مواد غذایی و اجاره سریع‌تر بالا می‌رود، لزوما به معنای توان خرید بیشتر نیست. پشت این ارقام، زندگی‌هایی قرار دارد که در جدول‌های اقتصادی دیده نمی‌شوند. حذف مواد غذایی از سبد خرید، به تعویق انداختن درمان، مصرف پس‌اندازها و قرض گرفتن برای تامین نیازهای روزمره، بخشی از واقعیت زندگی خانواده‌ها شده است. رویترز در گزارش ۲۸ اکتبر [6]، بر اساس گفت‌وگو با بیش از بیست شهروند در ایران، از کاهش هزینه خوراک، مسکن، درمان و تحصیل گزارش داده است. رنج اقتصادی فقط گرسنگی نیست؛ از دست دادن حق انتخاب در ابتدایی‌ترین امور زندگی است. وقتی خانواده‌ای ناچار است میان نیازهای ضروری خود یکی را حذف کند، دیگر سخن فقط از کاهش رفاه نیست؛ سخن از دشوار شدن ادامه یک زندگی معمولی است. البته نمی‌توان ادعا کرد هر توافق اقتصادی بی‌اثر خواهد بود. کاهش محدودیت‌های تجارت و دسترسی به منابع مالی می‌تواند برای اقتصاد ایران منفعت داشته باشد. اما میان افزایش درآمد دولت و بهتر شدن سفره مردم، مسیری طولانی وجود دارد. پول در کجا خرج خواهد شد، چه کسی بر آن نظارت خواهد کرد، چه اندازه صرف خدمات عمومی می‌شود و چه زمانی بر قدرت خرید خانواده‌ها اثر خواهد گذاشت؟ بدون پاسخگویی، شفافیت بودجه و سیاستی برای مهار تورم، خبر آزاد شدن دارایی‌ها به‌تنهایی نان را ارزان نمی‌کند. این مسئله را نمی‌توان از شرایط سیاسی مردم جدا کرد. شاهزاده رضا پهلوی نیز در سوم اردیبهشت ۱۴۰۵ به درستی بر این خلأ انگشت گذاشت و گفت [7]: «مردم ایران در مذاکرات جاری نماینده‌ای ندارند.» موضوع فقط نداشتن صندلی در اتاق مذاکره نیست. جامعه‌ای که امکان پرسشگری آزادانه، تشکل مستقل و نظارت بر تصمیم‌های اقتصادی را ندارد، چگونه می‌تواند از مقام‌ها درباره سرنوشت درآمدهای تازه حساب بخواهد؟ هم‌زمان، فضای خفقان و سرکوب، هزینه اعتراض به همین وضعیت را بالا می‌برد. گزارش ارائه‌شده در شورای حقوق بشر سازمان ملل [8] در شهریور ۱۴۰۵ از بازداشت‌های گسترده، شکنجه و تشدید اعدام‌های مرتبط با اعتراضات خبر داده است. بنا بر همان گزارش، از مارس تا پایان اوت ۲۰۲۶ دست‌کم ۲۹ مرد در ارتباط با اعتراضات اعدام شده‌اند و بیش از ۷۰ نفر دیگر در معرض خطر محکومیت به اعدام یا اجرای آن بوده‌اند. این واقعیت تلخ را نمی‌توان از سفره مردم جدا کرد. حق اعتراض به گرانی و حق مطالبه پاسخ، بخشی از همان زندگی است که قرار است بهتر شود. آزادی و معیشت دو مطالبه بی‌ارتباط نیستند. می‌شود هر روز از احتمال توافق اولیه، تفاهم موقت یا گشایش قریب‌الوقوع خبر داد؛ اما قیمت نان، قبض خدمات، اجاره‌خانه و هزینه دارو با تقویم مذاکرات تنظیم نمی‌شوند. خانواده‌ای که امروز از پس هزینه‌هایش برنمی‌آید، نمی‌تواند زندگی را تا امضای سند بعدی معلق نگه دارد. مردمی که سال‌ها هزینه بحران‌ها را داده‌اند، حق دارند دستاوردهای اقتصادی را نه در تیترها، که در زندگی خود ببینند. اگر گشایش اقتصادی از راه برسد، چه تضمینی وجود دارد که سهم مردم ایران از آن کاهش فشار بر سفره‌هایشان باشد، نه فقط افزایش منابع در اختیار حکومت؟ و تا زمانی که مردم از آزادی، حق اعتراض و نظارت بر سرنوشت خود محروم‌اند، از کجا بدانند این بار بوی کباب است، نه دود خر داغ کردن؟ پیوندهای منابع در مقاله: [1] «توافق با جمهوری اسلامی؛ ثبات یا تنفس مصنوعی یک نظام فرسوده؟»: https://news.gooya.com/2026/04/post-108965.php [2] «توافق یا تله؟ وقتی امضا، صلح نمی‌آورد»: https://news.gooya.com/2026/06/post-110582.php [3] مرکز آمار ایران: https://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/08/06/3733225/ [4] کمیته مزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار: https://sehatkhabar.ir/515058/ [5] فعال کارگری: https://iranwire.com/fa/news-1/159353-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%DB%B1%DB%B0%DB%B0-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF/ [6] رویترز در گزارش ۲۸ اکتبر: https://www.reuters.com/world/middle-east/iranians-cut-essentials-put-dreams-hold-as-war-hit-economy-bites-2026-10-28/ [7] گفت: https://www.iranintl.com/202604232835 [8] گزارش ارائه‌شده در شورای حقوق بشر سازمان ملل: https://transcripts.un.org/en/hrc/63/20
مطالعه نسخه منتشرشده در گویا نیوز ↗